الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

118

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

چنين است « 1 » . 19 - پرسشهاى اسقف نجران ( 1 ) پيشوا و عالم بزرگ طائفهء « نجران » نزد عمر آمده و از او سؤالاتى كرد عمر پاسخش را ندانسته او را به نزد حضرت امير - عليه السلام - رهبرى نمود ، اسقف در محضر آن حضرت - عليه السلام - پرسشهاى خود را مطرح كرد ، و اينك قسمتى از سؤالاتش : مرا خبر ده از چيزى كه در دست مردم دنياست و از آن استفاده نموده و همچون ميوه‌هاى بهشتى در آن كم‌وكاستى پيدا نمىشود ؟ امير المؤمنين - عليه السلام - به او فرمود : آن قرآن است كه اهل دنيا تمام نيازمنديهاى خود را از آن مىگيرند و نقصانى در آن ظاهر نمىشود . پرسيد ؛ اول خونى كه روى زمين ريخته شده چه خونى بوده ؟ آن حضرت - عليه السلام - فرمود : شما نصارى معتقديد كه آن ، خون هابيل فرزند آدم بوده كه برادرش قابيل او را كشته است ولى چنين نيست ، بلكه اول خونى كه روى زمين ريخته شده خونى بوده كه از رحم حوا به هنگام تولد قابيل خارج شده است . اسقف گفت : راست گفتى . 20 - اساف و نائله ( 2 ) از حضرت امير - عليه السلام - از « اساف » و « نائله » و سبب پرستش قريش از براى آنها پرسش نمودند ؛ حضرت - عليه السلام - فرمود : آنان دو جوان زيبا بوده‌اند كه يكى از آن دو حالت تأنّثى داشته پس در موضع خلوتى از خانهء كعبه مرتكب فحشاء شده و خداوند آنان را به صورت دو سنگ مسخ نموده است پس قريش از

--> ( 1 ) - توحيد ، صدوق ، باب 3 ، حديث 3 .